همیشه پر از مهربانی بمان
همیشه پر از مهربانی بمان

همیشه پر از مهربانی بمان

منتخب اشعار

شعرهای کودکانه


شعر 1


اتل متل یه مورچه قدم می زد تو کوچه


یه آدم بی دقت پای اونو لگد کرد (به جای کفش ولگرد گذاشتم)


مورچه پاشکسته راه نمیره نشسته با برگی پاشو بسته


نمی تونه کار کنه دونه ها رو بار کنه تو لونه انبار کنه


مورچه جونم تو ماهی عیب نداره سیاهی خوب بشه پات الهی


 


شعر 2


تو حوض خونه ما ماهیای رنگارنگ


بالا و پایین میرن با پولکای قشنگ


دنبال هم می کنن همو صدا می کنن


با چشمای نازشون همو نگا می کنن


کلاغه تا می بینه کنار حوض می شینه


کمین می گیره می خواد ماهی بگیره


ماهیا تا می بینن قایم میشن به زیر آبها میرن


کلاغ شیطون میشه زار و پریشون


کلاغ شیطون میشه زار و پریشون


 


شعر 3


بزی نشست تو ایوون نامه نوشت به دوستش


خرگوش مهربونم رفیق همزبونم


من دیگه بزرگ شدم بزرگ و قوی شدم


یه روز رفتم به جنگل شیرو کلافه کردم


با این شاخای تیزم شیکمشو پاره کردم


 


شعر 4


اتل متل باد اومد صدای فریاد اومد


اتل متل باد اومد صدای فریاد اومد


باد اومد و داد کشید برگ درختا رو ریخت


باد اومد و داد کشید برگ درختا رو ریخت


دوید میون صحرا پاشو گذاشت رو گل ها


از این گل به اون گل با این پا با اون پا


از این گل به اون گل با این پا با اون پا


 


شعر 5


گل گل گل گل اومد


کدوم گل؟


همون که رنگارنگه برای شاپرک ها یه خونه قشنگه


کدوم کدوم شاپرک؟


همون که روی بالش خال های سرخ و زرده


با بال های قشنگش می ره و برمی گرده می ره و برمی گرده


کدوم کدوم کدوم بال؟


بالی که باز میشه و بسته میشه


می بنده اونو شاپرک وقتی که خسته میشه


شاپرک خسته میشه بالهاشو زود می بنده


روی گل ها میشینه شعر می خونه می خنده


شاپرک خسته میشه بالهاشو زود می بنده


روی گل ها میشینه شعر می خونه می خنده


 


شعر 6


ای زنبور طلایی نیش می زنی بلایی


پاشو پاشو بهاره گل وا شده دوباره


ای زنبور طلایی نیش می زنی بلایی


پاشو پاشو بهاره گل وا شده دوباره


کندو داری تو صحرا سر می زنی به هر جا


پاشو پاشو بهاره عسل بساز دوباره


کندو داری تو صحرا سر می زنی به هر جا


پاشو پاشو بهاره عسل بساز دوباره


 


شعر 7


یک روز آقا خرگوشه رسید به بچه موشه


موشه دوید تو سوراخ خرگوشه گفت آخ


وایسا وایسا کارت دارم من خرگوش بی آزارم


بیا از سوراخت بیرون نمی خوای مهمون؟


موشه یواش اومد بیرون یک نگاهی گرد به مهمون


دیدش گوشاش درازه دهنش بازه


شاید بخواد بخوردم یا با خودش ببردم


پس میرم پیش مامانم آنجا می مانم


مامان موشه عاقل بود زنی باهوش و کامل بود


یک نگاهی کرد به خرگوش گفت به بچه موش


نترس جونم اون مهمونه


خیلی خوب و مهربونه


پس برو پیشش سلام کن


بیارش تو خونه


 


شعر 8


خونه مادر بزرگه هزار تا قصه داره


خونه مادر برزگه شادی و غصه داره


خونه مادر بزرگه حرفای تازه داره


خونه مادر بزرگه گیاه و سبزه داره


کنار خونه ما همیشه سبزه زاره


دشتاش پر از بوی گل اینجا همش بهاره


دل وقتی مهربونه شادی میاد می مونه


خوشبختی از رو دیوار سر می کشه تو خونه


خونه مادر بزرگه هزار تا قصه داره


خونه مادر برزگه شادی و غصه داره


خونه مادر بزرگه حرفای تازه داره


خونه مادر بزرگه گیاه و سبزه داره


کنار خونه ما همیشه سبزه زاره


 


شعر 9


ک مثل کپل صحرا شده پر ز گل


گ مثل گردو بنگر به هر سو


ب مثل بهار هاپچی هاپچی فکر کن بسیار


پ مثل پسته نباش خسته ایییییییش


م مثل موش گیوم گیوم موش برخیز و بکوش


خ مثل خونه نگیر بهونه


آ مثل آواز قصه شد آغاز


 


شعر 10


جوجه جوجه طلایی نوکت سرخ و حنایی


تخم خود را شکستی چگونه بیرون جستی


تخم خود را شکستی چگونه بیرون جستی


گفتا جایم تنگ بود دیوارش از سنگ بود


نه پنجره نه در داشت نه کس ز من خبر داشت


نه پنجره نه در داشت نه کس ز من خبر داشت


دادم به خود یک تکان مثل رستم پهلوان


تخم خود را شکستم اینجوری بیرون جستم


تخم خود را شکستم اینجوری بیرون جستم


 


شعر 11


کبوتر ناز من تنها نشسته


دلم براش می سوزه بالش شکسته


به من نگاه می کنه ساکت و خسته


مامان جون مهربون بالشو بسته


کبوتر ناز نازی خوب میشی فردا


دوباره پر می کشی به آسمون ها


 


شعر 12


خرگوش من چه نازه

گوشاش چقدر درازه

مثل بخاری گرمه

چه خوشگل و چه نرمه

دستاشو پیش میاره

به روی هم می ذاره

می خوره برگ کاهو

می پره مثل آهو


 


شعر 13


حسنی بی دندون شده

زار و پریشون شده

بی احتیاطی کرده

حالا پشیمون شده

با دندوناش شکسته

بادوم سخت و پسته

مک زده به آب نبات

هی جویده شکلات

قندون و خالی کرده

وای که چه کاری کرده

دونه به دونه دندوناش

خراب شدن یواش یواش

تا خونه همسایه ها

می یاد صدای گریه هاش


 


شعر 14


یه خروس چاق و چله

نشسته روی پله

پراش چقدر قشنگه

قشنگ و رنگارنگه

قوقولی قوقوش ، قوقولی قوقوش بلنده

بالهاشو هی وا می کنه می بنده

یه تاج داره رو کله اش

ناخن داره رو پنچه اش

چشمهای ریزی داره

ناخنهای تیزی داره

خورشید که میره تو خونه

خروسه دلش می گیره


 


شعر 15


دامن من چین چینیه

آبی آسمونیه

ستاره های ریز داره

فقط مال مهمونیه


وقتی که من چرخ میزنم

تموم چیناش وا میشه

تو آسمون دامنم

ستاره ها پیدا میشه


 


شعر 16


گل همه رنگش خوبه

بچه زرنگش خوبه

توی کتاب نوشته

تنبلی کار زشته

عزیز پاشو بیدار شو

از رخت خواب جدا شو

بشور دست و رویت

شانه بزن به مویت

مسواک بزن به دندان

تا بشی شاد و خندان  


 


شعر 17


تو دستای مامانم

پیاز تند و تیزه

با چاقو روش می زنه

تا بشه ریزه میزه

چرا مامان گریه کرد

شاید دلش می سوزه

برای اون پیازه


 


شعر 18


خانم خانموما «بله»

مرغ ما اونجاست؟ «بله»

چند تخم کرده؟ «سیصد تا»

سیصد تا!!!

تخمش کو؟ «حنا شد»

حنا کو؟ «دست عروس»

عروس کو؟ «توی حموم»

حموم کو؟ «خراب شد»

خراب شد!!!

آبش کو؟ «شتر خورد»

شتر کو؟ «پشت کوه»

کدوم کوه؟ «کوه قاف»

کوه قاف!


 


شعر 19


توپ سفیدم قشنگی و نازی


حالا من می خوام برم به بازی


بازی چه خوبه با بچه های خوب


بازی می کنیم با یه دونه توپ


چون پرت می کنم توپ سفیدم را


از جا می پره می ره تو هوا


قل قل می خوره تو زمین ورزش


یک و دو و سه و چهار و پنج و شش 


یک و دو و سه و چهار و پنج و شش


 


شعر 20


طبل بزرگم خیلی قشنگه وقتی که می زنم اینجور صدا می ده


بوم بوبوبوم بوبوبوم بوبوبوم بوبوبوم


ویالونی دارم خیلی قشنگه وقتی که می زنم اینجور صدا می ده


دیم دیری دیم دیری دیم دیری دیم دیری دیم


شیپوری دارم خیلی قشنگه وقتی که می زنم اینجور صدا می ده


دود دو رو دود دورو دود دورو دود دورو دود


پیانویی دارم خیلی قشنگه وقتی که می زنم اینجوری صدا می ده


دای نانا دای نانا دای نانا نای دای نانا نای


اسب سفیدم خیلی قشنگه وقتی که راه می ره اینجور صدا می ده


بیتی کو بیتی کو بیتی کو بی تی کو بی تیکو


اما تفنگم توش یه فشنگه وقتی که می زنم اینجور صدا می ده


بنگ


 


شعر 21


 آهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم


دوریش برایم مشکله کاشکی اونو می بستم


 آهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم


دوریش برایم مشکله کاشکی اونو می بستم


 ای خدا چی کار کنم آهومو پیدا کنم


ای خدا چی کار کنم آهومو پیدا کنم


آی چه کنم وای چه کنم کجا اونو پیدا کنم


آی چه کنم وای چه کنم کجا اونو پیدا کنم


کاشکی اونو می بستم


کاشکی اونو می بستم


 


 


 


 شعر 22


 کلاغه می گه قار و قار و قار


دستاتو بشور موقع ناهار


گنجیشکه میگه جیک و جیک و جیک


قهر نمی کنه بچه کوچیک


مرغه می خونه قدقداقدا


مهربون باشید ای کوچولوها


مرغابی میگه قاقاقاقاقا


چقدر قشنگه بازی شما


کفتره میگه بغ بغو بغو


کوچولوی من دروغه لولو


پیشیه میگه میو میو


دنبال توپت مثل من بدو


خروسه میگه قوقولی قوقو


صبح شده دیگه پاشو کوچولو


 


 


 


شعر 23


کوچولویم کوچولو


صورتم مثل هلو


قد و بالام کوتاهه


چشم و ابروم سیاهه


مامان خوبی دارم


خیلی دوسش می دارم


می شینه توی خونه


می بافه دونه دونه


می پوشم خوشگل می شم


مثل دسته گل می شم


 


 


شعر 24


عروسکا عروسکا کجایید کجایید


مادربزرگ هادی هدی بیایید بیایید


عروسکای خوبیم از نخ و میخ و چوبیم


عروسکای خوبیم از نخ و میخ و چوبیم


پدر کجاست؟ من اینجام


مادر کجاست؟ همینجام


عروسکای نازیم قصه رو ما می سازیم


عروسکای نازیم قصه رو ما می سازیم


بیایید بیایید سلام سلام


راستی خودمم آق بابام


عروسکای قصه ایم نون و پنیر و پسته ایم


عروسکای قصه ایم نون و پنیر و پسته ایم


 


شعر 25


لی لی لی لی لی


لی لی لی حوضک


علی کوچولو این مرد کوچک


عی کوچولو اون دور دورا نیست


مثل من و تو تو قصه ها نیست


نه قهرمانه نه خیلی ترسو


نه خیلی پرحرف نه خیلی کم رو


خونشون در داره در خونشون کلون داره


حیاط داره بالکن داره


اتاقش طاقچه داره


حیاطش باغچه داره


باغچه ای داره گل کاری


کنار حوضش بلبلی


لای لای لای


لی لی لی حوضک


لی لی لی لی لی


این مادرشه مادر علی


مامان خوبش چه مهربونه


علی کوچولو اینو می دونه


اینم باباشه چه خالیه جاش رفته به جبهه خدا به همراش


علی کوچولو چه خوب و نازه


واسمون داره حرفای تازه


شعر 26


چشم چشم دو ابرو


دماغ و دهن یه گردو


حالا بذار دو تا گوش


موهاش نشه فراموش


چوب چوب یه گردن


حالا یه گردی تنگ


دست دست دو تا پا


انگشتا و جورابها


ببین چقدر قشنگه حیف که بدون رنگه


ببین چقدر قشنگه حیف که بدون رنگه


 


 


شعر 27


خاله قورباغه بععععله


دماغت چاقه بعععععله


خونت کجاست؟ کنار آب


کجا می شینی؟ تو آفتاب


کجا می خوابی؟ حالا کو تا خواب


چی چی می خوری؟ هر چی که بشه


مثلا چی چی؟ مثلا پشه


آواز می خونی؟ بله می خونم


بخون ببینم قور قور قور قور قور قور


 


 


شعر 28


جوجه کوچولو جیک جیک جیک


اسمت چیه؟ خانوم کوچیک


خونت کجاست؟ خونه مردم


چی چی می خوری؟ ارزن و گندم


کجا می خوابی؟ تو مهتابی


دوستات کین؟ غاز و مرغابی


دشمنات کین؟ گربه و شغال


پر بزن برو. کو پر و بال؟


 


 


شعر 29


جوجه مرغابی بق بق بق


نوک سرخابی بق بق بق


چه خوشگلی بق بق بق


همه جا ولی بق بق بق


بچه مرغابی بق بق بق


همش تو آبی بق بق بق


توی برکه ها بق بق بق


می کنی شنا بق بق بق


شعر 30


پا پره ای گردن دراز اسمت چیه؟


غاز غاز غاز


هی می زنی نوک نوک نوک


هی می گیری غاز غاز غاز


راه رفتنت روی زمین خنده داره بیا و ببین


یا برو شنا یا برو هوا یا روی زمین یه گوشه بشین


شعر 31


حاجی لک لک


بله جونم


کجا هستی؟


توی لونم


چرا اون بالا نشستی؟


نمی دونم


بیا پایین


می خوام این بالا بمونم


برام آواز می خونی؟


نه نمی خونم


چرا نه؟


چون نمی تونم


شعر 32


آقا کلاغه


قار قار


کجا می ری؟


کار کار


کدوم طرف؟


تو بیشه زار


کارت چیه؟


گشت و گذار


کجا می شینی؟


روی دیوار


خونت کجاست؟


روی چنار


شعر 33


 گنجشک، لالا

سنجاب، لالا

آمد دوباره مهتاب، لالا

لالا لالایی لالالالایی لا لا لا لایی لالا لالایی


گل زود خوابید، مثل همیشه

قورباغه ساکت! خوابیده بیشه

لالا لالایی لالالالایی لا لا لا لایی لالا لالایی


جنگل لا لا لا

برکه لا لا لا

شب بر همه خوش تا صبح فردا


 


شعر 34


من کارم من کارم بازو و نیرو دارم هر چیزی رو می سازم از تنبلی بیزارم


اسم من اندیشه به کار می گم همیشه بی کار و بی اندیشه چیزی درست نمیشه


ما کار و اندیشه با هم هستیم همیشه


می دونیم تنهایی چیزی درست نمیشه


 


شعر 35


یه دختر دارم شاه نداره


صورتی داره ماه نداره


از خوشگلی تا نداره


به کس کسونش نمی دم به همه کسونش نمی دم


به راه دورش نمی دم به حرف زورش نمی دم


به کسی می دم که کس باشه پیرهن تنش اطلس باشه


به کسی می دم که کس باشه پیرهن تنش اطلس باشه


شاه بیاد با لشگرش شاهزاده ها دور و برش واسه پسر کوچیکترش


آیا بدم؟ آیا ندم؟ آیا بدم؟ آیا ندم؟


به کسی می دم که تک باشه ملک باشه و ملک باشه


به کسی می دم که تک باشه ملک باشه و ملک باشه


یه دختر دارم شاه نداره


صورتی داره ماه نداره


از خوشگلی تا نداره


به همه نشونش نمی دم به این و اونش نمی دم


به خواستگارش نمی دم به هر دیارش نمی دم


به کسی می دم که کس باشه پیرهن تنش اطلس باشه


به کسی می دم که کس باشه پیرهن تنش اطلس باشه


شاه بیاد با لشگرش شاهزاده ها دور و برش واسه پسر کوچیکترش


آیا بدم؟ آیا ندم؟ آیا بدم؟ آیا ندم؟


به کسی می دم که تک باشه ملک باشه و ملک باشه


به کسی می دم که تک باشه ملک باشه و ملک باشه


شاه به شهر ما بیاد با صد برو بیا بیاد با گنج و هدیه ها بیاد


آیا بدم؟ آیا ندم؟ آیا بدم؟ آیا ندم؟


شعر 36


زاغکی قالب پنیری دید


به دهن برگرفت و زود پرید


بر درختی نشست در راهی


که از آن می گذشت روباهی


روبه پرفریب و حیلت ساز


رفت پای درخت و کرد آواز


گفت به به چقدر زیبایی


چه سری چه دمی عجب پایی


پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ


نیست بالاتر از سیاهی رنگ


گر خوش آواز بودی و خوش خوان


نبدی بهتر از تو در مرغان


زاغ می خواست قار قار کند


تا که آوازش آشکار کند


طعمه افتاد تا دهان بگشود


روبهک جست و طعمه را بربود


شعر 37


 آقا موشه ای شکموی دله


دیدی افتاد آخر دمت لای تله


چطور بوی گردو رو از یه فرسخی شنیدی


اون تله گنده رو تو یک قدمی ندیدی


آخه زبون بسته مگه تو فکر و هوش نداشتی


همین شکمو داشتی و فکر و عقد و هوش نداشتی


یادته یه شب تا صبح نذاشتی من بخوابم


رفته بودی تو گنجم رو دفتر و کتابم


هی بازی کردی جیغ زدی رو کاغذام دویدی


دفتر پاکنویس انشای منو جویدی


دسته گلی به آب دادی من خجالت کشیدم


آقا موشه ای شکموی دله


دیدی افتاد آخر دمت لای تله