همیشه پر از مهربانی بمان
همیشه پر از مهربانی بمان

همیشه پر از مهربانی بمان

منتخب اشعار

حرف بسیار است اما اهل گفتن نیستم!_فرستنده :سهیلا اشرفیان

حرف بسیار است اما اهل گفتن نیستم!
با دلم درگیرم... آری! با تو دشمن نیستم!

ساده می‌گویم... تو را این‌روزها گم کرده‌ام!
چند روزی می‌شود در قید بودن نیستم!

این که از او می‌نویسم در غزل‌هایم تویی!
آن که از او می‌نویسی همچنان من نیستم!

روح بی‌آلایشم را چشم‌هایت حس نکرد!
هیچ‌گاه این را نفهمیدی فقط تن نیستم!

حرف‌هایم را سکوتم می‌زند این روزها!
شاعر این بیت‌های نیمه‌جان من نیستم

آهــــــــــای زندگـــــے_فرستنده:رویا

آهــــــــــای زندگـــــے 

افتخـــــار میدے دو قدمم با من راه بیاے؟؟؟؟

تو کہ با بعضـــــے ها ! چهار نعــــــــــل میتـــــازے ...!

رفقا! رسمِ روزگار این است_فرستنده:محمد کتابچی

رفقا! رسمِ روزگار این است زندگی سینمای فردین است

وسطش گریــه می کنی اما آخـــر قصــه در امان هستی

پیاده رو ها یعنی... که باز تنهایی!_فرستنده:سمیه

حامد عباسیان

پیاده رو ها یعنی... که باز تنهایی!

که با شلوغی اینجا کنار می آیی

همیشه آدم افسرده زود می میرد

خدا کی است که دست مرا نمی گیرد؟

غرور ، تنهایی ، درد، سهم من این است

پر از عقاید یک دلقکم که غمگین است!!!

کیوسک کارتی ها بوی مبهمی دارند!!

چقدر از سر من دست بر نمی دارند!

مسیر ها تکراری ! هوا به این بدی و...

تمام روز کنارم قدم نمی زدی و..!

در این شلوغی تهران چقدر گریه کنم؟

چقدر گریه کنم؟هان!!؟چقدر گریه کنم؟

همیشه توی سفر با تحملت قهری!

شکست خورده ترین مرد توی این شهری

 

چقدر درک نکردم،تو درک کردی و بعد...

مرا به خاطر سیگار ترک کردی و بعد...

درست میشود اینجای زندگی را مرد

که فحش داد که هی مرده شور من را برد!

که توی پارک نشست و کتاب خواند و بعد...

شبی هزار تومن در فلافلی ها خورد!!!

شبیه بی رمقیˏ دوتا خدا حافظ

کنار مزه ی یک ساندویچ بی مایونز!!!

تو نیستی و من اینجا مسافرت هستم

چقدر در دنیای سلینجرت هستم!

 

کنار گریه شدن هام توی هر کافی نت...

شبیه آدمک ایـــست،قرمز و ساکت!

تو نیستی ...از تاکسی خوشم نمی آید!

چقدر من می خواهم... چقدر من باید..

همیشه فکرم پیش کیوسک کارتی هاست...

دلم گرفته تر از میله ی BRT هاست!

پیاده رو ها یعنی... که باز تنهایی!_فرستنده:سمیه

حامد عباسیان

پیاده رو ها یعنی... که باز تنهایی!

که با شلوغی اینجا کنار می آیی

همیشه آدم افسرده زود می میرد

خدا کی است که دست مرا نمی گیرد؟

غرور ، تنهایی ، درد، سهم من این است

پر از عقاید یک دلقکم که غمگین است!!!

کیوسک کارتی ها بوی مبهمی دارند!!

چقدر از سر من دست بر نمی دارند!

مسیر ها تکراری ! هوا به این بدی و...

تمام روز کنارم قدم نمی زدی و..!

در این شلوغی تهران چقدر گریه کنم؟

چقدر گریه کنم؟هان!!؟چقدر گریه کنم؟

همیشه توی سفر با تحملت قهری!

شکست خورده ترین مرد توی این شهری

 

چقدر درک نکردم،تو درک کردی و بعد...

مرا به خاطر سیگار ترک کردی و بعد...

درست میشود اینجای زندگی را مرد

که فحش داد که هی مرده شور من را برد!

که توی پارک نشست و کتاب خواند و بعد...

شبی هزار تومن در فلافلی ها خورد!!!

شبیه بی رمقیˏ دوتا خدا حافظ

کنار مزه ی یک ساندویچ بی مایونز!!!

تو نیستی و من اینجا مسافرت هستم

چقدر در دنیای سلینجرت هستم!

 

کنار گریه شدن هام توی هر کافی نت...

شبیه آدمک ایـــست،قرمز و ساکت!

تو نیستی ...از تاکسی خوشم نمی آید!

چقدر من می خواهم... چقدر من باید..

همیشه فکرم پیش کیوسک کارتی هاست...

دلم گرفته تر از میله ی BRT هاست!