از غم عشقت … از غم عشقت ◇◇◇
◇◇◇ دل شیدا شکست … دل شیدا شکست ◇◇◇
◇◇◇ شیشه می در شیشه می در ◇◇◇
◇◇◇ شب یلدا شکست … شب یلدا شکست ◇◇◇
◇◇◇ از بس که زدم از بس که زدم ریگ بیابان به کف ریگ بیابان به کف ◇◇◇
◇◇◇ خار مغیلان خار مغیلان همه در پا شکست همه در پا شکست ◇◇◇
◇◇◇ ◇◇◇ موزیک بازی ◇◇◇ ◇◇◇
◇◇◇ از غم عشقت … از غم عشقت ◇◇◇
◇◇◇ دل شیدا شکست … دل شیدا شکست ◇◇◇
◇◇◇ شیشه می در شیشه می در ◇◇◇
◇◇◇ شب یلدا شکست شب یلدا شکست ◇◇◇
◇◇◇ از بس که زدم از بس که زدم ریگ بیابان به کف ریگ بیابان به کف ◇◇◇
◇◇◇ خار مغیلان خار مغیلان همه در پا شکست همه در پا شکست ◇
از نوک مژگان میزنی تیرم چند ، تیرم چند ، تیرم چند
غم عشقت منو از پا افکند ، پا افکند ، پا افکند
چرا میزنی ، میزنی ، میزنی ، میزنی یار
چرا میکشی ، میکشی ، میکشی ، میکشی یار
تو با ناوک مژگان
همه خلق جهان را ، همه پیر و جوان را جانم ، همه پیر و جوان را
من که اون برق نگات یادم نمیره های های گریههات یادم نمیره
چرا میزنی ، میزنی ، میزنی ، میزنی یار
چرا میکشی ، میکشی ، میکشی ، میکشی یار
تو با ناوک مژگان
همه خلق جهان را ، همه پیر و جوان را جانم ، همه پیر و جوان را
{ من که اون برق نگات یادم نمیره های های گریههات یادم نمیره
ای مه من ای بت چین - ای صنم
لا له رخ و زهره جبین - ای صنم
تا به تو دادم دل و دین - ای صنم
بر همه کس گشته یقین - ای صنم
من ز تو دوری نتوانم دیگر - جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
بیا حبیبم
بیا طبیبم
هر که تورادیده ز خود دل برید
رفته ز خود تا که رخت رابدید
تیر غمت چون به دل من رسید
همچو بگفتم که همه کس شنید
من ز تو دوری نتوانم دیگر - جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
ای نفس انس تو احیای من
چون تویی امروزه مسیحای من
حالت جمعی تو پریشان کنی
وای به حال دل شیدای من
من ز تو دوری نتوانم دیگر - جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
عقرب زلف کجت با قمر قرینه
تا قمر در عقربه کار ما چنینه
کیه کیه در میزنه من دلم میلرزه
درو با لنگر میزنه من دلم میلرزه
ای پری بیا در کنار ما جان خسته را مرنجان
از برم مرو، خصم جان مشو، تا فدای تو کنم جان
نرگس مست تو و بخت من خرابه
بخت من از تو و چشم تو از شرابه
کیه کیه در میزنه من دلم میلرزه
درو با لنگر میزنه من دلم میلرزه
دستها محکوم لبخند تیغن
انزال واژه ها پرونده میشن
قلمها تضمین میله های حصرن
که تو هیشکی از باور ایده های در سر
تنها خونین شلاق شرعن
و خوکها سگها رو قلاده کردن
پوریا جویای راه آزادی بود
بختیار شدیم تو آبانی خونین
انگشت ستاری زیر فشار
چشمان مادرانی خیره به دار
معلمی تنهاییم سینه سپر
در جنگ غولهای کینه به کار
شاگرد راه رنجها و مقزها
مشقمون املا پنج بر فرزاد
خونمون ندای آزادی میداد
نوید ایران آبادی بیدار
ایران آگاهی بیدارر
آگاهی بیدار
ما مفسدان در عرضو سر بریدیم
با فساد در طول تاریختون
ما اون مقتول زنجیره ی هستیم
پیچک معدوم پاپیچتون
ما شاهدان خجالت بطری های مامور
در هنگام دخول در گودیهای در خون
سر های مدفون در چاه مستراحیم
چرک زخم شلاقهای مبتلاییم
ماییم و اون حبس بیست سال مضطرب
به جرم عصیان این داغ معترض
پرنده ی امیدیم بر فراز آسمون
که دو تیر انکار بر کمان بالمون
ما دختران همخواب جلاد
رویای شیرین فردای بر باد
و خونهای خشکیده تو خاک خاورانیم
گوهر گلگون گور گونه های مادرانیم