لالا لالا گل زیره بابات دست هاش به زنجیره
می گه هرگز نگو دیره که هر روز روز تقدیره
به نام عشق و آزادی غم این خلق می خوردند
ولی با دست خود ما را به قربانگاه می بردند
کجایند آن همه دلسوز در این هنگامه ماتم
که رفتند و رها کردند من و ما را به حال هم
لالا لالا گل مریم شکسته حرمت آدم
شدیم آواره عالم چرا تشنه به خون هم
رهایی ریشه ی ما بود همه اندیشه ی ما بود
ولی در آن روی سکه تبر بر ریشه ما بود
گل و گلدون و گل خونه شده امروز یک ویرونه
سر فواره ها خونه ببین مردن چه آسونه
لالا لالا گل لاله حریم عشق پا ماله
سیاهی رنگ هر سفره سر هفت سین هرساله
لالا لالا دیگه بَسه گل لاله
بَهار سُرخ امسال مِثل هَر ساله
هَنوزم تیر و ترکش قلبو میشناسه
هَنوز شب زیر سُرب و چَکمه میناله
نخواب آروم گل بی خار و بی کینه
نِمیبینی نِشسته گوله تو سینه
آخه بارون که نیست رَگبار باروته
سِزای عاشِقای خوب ما اینه
نترس از گوله دُشمن گل لادَن
که پوست شیره پوست سَرزمین مَن
اجاق گرم سَرمای شب سَنگر
دَلیل تا سپیده رَفتن و رَفتن
نخواب آروم گل بادوم ناباور
گل دِل نازک خَسته گل پَرپر
نگو باد ولایت پَرپرت کرده
دِلاور قد کشیدن رو بگیر از سَر
دوباره قد بکش تا اوج فَواره
نگو این ابر بی بارون نِمیذاره
مِثل یار دِلاور نشکن از دُشمن
ببین سَر میشکنه تا وَقتی سَر داره
نذاشتن هَم صدایی رو بَلد باشیم
نذاشتن حَتی با هَمدیگه بَد باشیم
کتابای سِفیدو دوره میکردیم
که فِکر شب کلاهی از نَمد باشیم
نگو رَفت تا هِزار آفتاب هِزار مَهتاب
نگو کو تا دوباره بپریم از خواب
بخون با مَن نترس از گوله ی دُشمن
بیا بیرون بیا بیرون از این مُرداب
نگو تقوای ما تَسلیم و ایثاره
نگو تقدیر ما صَد تا گره داره
به پیغام کلاغای سیاه شَک کن
که شب جُز تیرگی چیزی نمیاره
نَخواب وَقتی که هَم بُغضت به زنجیره
نَخواب وقتی که خون از شَب سَرازیره
بخون وَقتی که خوندن مَعصیت داره
بخون با مَن بیا تا مَن نگو دیره
سکوت شیشه های شَب غمی داره
وَلی خشم تو مُشت مُحکمی داره
عَزیز جمعه های عِشق و آزادی
کلاغ پَر بازی با تو عالمی داره
نخواب ای حَسرت سُفره گل گندم
نباش تو دالونای قِصه سَردرگم
نخواب رو بالش پَرهای پَروانه
که فریاد تورو کم دارن این مَردم
لالایی برای لنا
عقرب زلف کجت با قمر قرینه
تا قمر در عقربه کار ما چنینه
کیه کیه در می زنه من دلم می لرزه
دروُ با لنگر می زنه من دلم می لرزه
ای پری بیا در کنارِ ما
جانِ خسته را مرنجان از بَــــرم مــرو
خصمِ جان مشــو
نرگسِ مستِ تو وُ بختِ من خرابه
بختِ من از تو وُ چشمِ تو از شرابه
کیه کیه در می زنه من دلم می لرزه
دروُ با لنگر می زنه من دلم می لرزه
ای پری بیا در کنارِ ما
کیه کیه در می زنه من دلم می لرزه
دروُ با لنگر می زنه من دلم می لرزه
ای پری بیا در کنارِ ما
ترانه سرای این اثر زیبا علی اکبر شیدا است و ملودی دلنشین آن نیز توسط خود ایشان ساخته شده است.
پوشیده چون جان میروی، اندر میان جانِ من
سرو خرامان منی، ای رونق بُستان من
چون میروی، بیمن مرو، ای جانِ جان، بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو، ای مشعله تابان من
هفت آسمان را بردرم، وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری، در جان سرگردان من
تا آمدی اندر برم، شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدنِ تو دین من، وی روی تو ایمان من
بیپا و سر کردی مرا، بیخواب و خور کردی مرا
در پیش یعقوب اندر آ، ای یوسف کنعان من
از لطف تو چون جان شدم، وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده، در هستی پنهان من
گل جامهدر از دست تو، وی چشم نرگس مست تو
ای شاخهها آبست تو، وی باغ بیپایان من
یک لحظه داغم میکشی، یک دم به باغم میکشی
پیش چراغم میکشی، تا وا شود چشمان من
ای جان پیش از جانها، وی کان پیش از کانها
ای آنِ بیش از آنها، ای آن من، ای آن من
چون منزل ما خاک نیست، گر تن بریزد باک نیست
اندیشهام افلاک نیست، ای وصل تو کیوان من
بر یاد روی ماه من، باشد فغان و آه من
بر بوی شاهنشاه من، هر لحظهای حیران من
ای جان چو ذره در هوا، تا شد ز خورشیدت جدا
بی تو چرا باشد چرا ای، اصل چارارکان من
ای شه صلاحالدین من، رهدان من، رهبین من
ای فارغ از تمکین من، ای برتر از امکان من
___________________________________
بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود
جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند
عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود
خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بیتو به سر نمیشود
جاه و جلال من توی ملکت و مال من توی
آب زلال من توی بیتو به سر نمیشود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بیتو به سر نمیشود
دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو میکنی بیتو به سر نمیشود
بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی بیتو به سر نمیرود
گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم
ور بروی عدم شوم بیتو به سر نمیشود
خواب مرا ببستهای نقش مرا بشستهای
وز همهام گسستهای بیتو به سر نمیشود
گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بیتو به سر نمیشود
بی تو نه زندگی خوشم بیتو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کشم بیتو به سر نمیشود
هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد
هم تو بگو به لطف خود بیتو به سر نمیشود
____________________________________
معرفی / لئو تولستوی
تولستوی بدون تردید یکی از برجسته ترین نویسندگان در تاریخ روسیه و همچنین در ادبیات جهان است. او اغلب به عنوان نویسنده ی داستان کوتاه و رمان شناخته می شد اما در سال های پایانی عمر خود به نوشتن نمایشنامه و مقاله نیز روی آورد. او نخستین بار به واسطه ی خلق رمان های سه گانه ی «کودکی»، «نوجوانی» و «جوانی» که رگه های خودزندگی نامه ای داشتند و همچنین کتاب «سِواستوپول» که بر اساس تجارب خودش در «جنگ کِریمه» شکل گرفته بود، به شهرت رسید. «تولستوی» چند سال بعد به شدت تحت تأثیر آموزه های اخلاقی مسیح قرار گرفت و بحران های اخلاقی عمیقی را تجربه کرد که باعث شد او چندین متن مذهبی را به انتشار برساند. از برجسته ترین آثار «لئو تولستوی» می توان از کتاب های «آنا کارنینا»، «جنگ و صلح» و «مرگ ایوان ایلیچ» نام برد.
__________________________________________________________
معرفی / فئودور داستایوفسکی
داستایوفسکی نویسنده ی رمان و داستان کوتاه، روزنامه نگار و فیلسوف قرن نوزدهمی بود. آثار او به کاوش در روانشناسی انسان می پردازد و تمام جنبه های تجربه و فکر خودآگاه و ناخودآگاه را در برمی گیرد. داستایوفسکی اگرچه به عنوان یک مهندس نظامی فارغ التحصیل شد، اما از این کار انصراف داد و به گروهی سوسیالیست پیوست. او پس از مدتی توسط نیروهای حکومت بازداشت و به سیبری فرستاده شد. «داستایوفسکی» به واسطه ی این اتفاقات مهم و سرنوشت ساز، به نویسندگی روی آورد و بارها از تجارب خود در زندان، در آثاری همچون «خاطرات خانه اموات» و «تحقیر و توهین شده ها»، سخن به میان آورد. «داستایوفسکی» در نهایت به یکی از پرمخاطب ترین و تحسین شده ترین نویسندگان در «ادبیات روسیه» تبدیل شد. آثار او تاکنون به بیش از 170 زبان ترجمه شده است.
__________________________________________________________
معرفی / ولادیمیر ناباکوف
ناباکوف، حشره شناس و رمان نویسی روسی/آمریکایی بود. نُه رمان نخست او که به زبان روسی نوشته شدند، این نویسنده را به شهرت ادبی رساندند. «ناباکوف» پس از این آثار، شروع به نوشتن رمان های انگلیسیزبان کرد که اکنون در سراسر جهان از محبوبیت بالایی برخوردار هستند. رمان جنجال برانگیز و تحسین شده ی او، کتاب «لولیتا»، جایگاه یک اثر کلاسیک را در ادبیات جهان به دست آورد. «ناباکوف» همچنین هفت بار نامزد نهایی دریافت «جایزه ی ملی کتاب آمریکا» شد.
__________________________________________________________
معرفی / ایوان تورگنیف

تورگنیف، نویسنده ی رمان و داستان کوتاه بود که در ابتدا برای انتشار رمان «پدران و پسران»، کتابی که امروز یک اثر کلاسیک در نظر گرفته می شود، با مشکلات و موانع زیادی از طرف ناشرین مواجه شد. یکی دیگر از آثار برجسته ی این نویسنده، مجموعه ای از داستان های کوتاه به نام «شکارچی در سایهروشن» است که به شکلی تأثیرگذار، بی رحمی ها و ستم های جامعه ی «ارباب و رعیتی» را آشکار می کند
__________________________________________________________
معرفی / الکساندر سولژنیتسن

او، نویسنده و تاریخ دان روس بود که در سال 1970، جایزه ی «نوبل ادبیات» را از آن خود کرد. «سولژنیتسن» آثار خود را به کار می گرفت تا مردم کشورش را نسبت به رویدادهای اردوگاه های کار اجباری در نواحی دور افتاده ی اتحاد جماهیر شوروی بیشتر آگاه کند. از برجسته ترین آثار «سولژنیتسن» می توان از کتاب های «مجمع الجزایر گولاگ» و «یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ» نام برد.

__________________________________________________________
معرفی / جان اشتاین بِک

اشتاین بک نویسنده ای موفق بود که شانزده رمان و پنج مجموعه داستان کوتاه را از خود بر جای گذاشت. او بیش از هر چیز به خاطر خلق رمان های «شرق بهشت»، «موش ها و آدم ها» و رمان برنده ی «جایزه پولیتزر» یعنی کتاب «خوشه های خشم» شناخته می شود. رمان «خوشه های خشم» که شاهکار «اشتاین بک» به شمار می آید، یکی از برجسته ترین آثار در «ادبیات آمریکا» است.
__________________________________________________________
معرفی / هنری جیمز
«جیمز» به عنوان یکی از مهم ترین چهره ها در «رئالیسم ادبیِ» قرن نوزدهم در نظر گرفته می شود. استفاده ی مبتکرانه ی او از «نقطه نظر» یا «دیدگاه روایی»، «مونولوگ درونی» و «راوی غیرقابل اعتماد»، این فرصت را در اختیار «جیمز» قرار داد تا در مفاهیم خودآگاهی و ادراک کاوش کند و عمقی جدید را به روایت داستان ببخشد. این مشارکت های «جیمز»، بر تعداد زیادی از رمان نویسان پس از او تأثیر گذاشت. علاوه بر این ها، «هنری جیمز» سه بار نامزد دریافت جایزه ی «نوبل ادبیات» شد.
_________________________________________________________
معرفی / تونی موریسون

رمان های «موریسون» به خاطر دیالوگ های باورپذیر و به یاد ماندنی، شخصیت های چندوجهی و پرجزئیات، و پرداختن به مهم ترین مضامین در زندگی انسان ها، مورد تحسین مخاطبین و منتقدین قرار گرفته است. شناخته شده ترین رمان این نویسنده، کتاب «دلبند» است که جوایز معتبری همچون «جایزه پولیتزر» و «جایزه کتاب آمریکا» را در سال 1988 برای او به ارمغان آورد. علاوه بر این ها، «تونی موریسون» در سال 1993 مفتخر به دریافت جایزه ی «نوبل ادبیات» در سال 1993 شد.
___________________________________________________________
معرفی / ارنست همینگوی

همینگوی، روزنامه نگار و نویسنده ی رمان و داستان کوتاه بود که در زمان حیات خود، هفت رمان، شش مجموعه داستان کوتاه و دو اثر غیرداستانی به انتشار رساند و به واسطه ی آن ها، جایزه ی «نوبل ادبیات» را در سال 1954 از آن خود کرد. سایر آثار او از جمله سه رمان، چهار مجموعه داستان کوتاه و سه اثر غیرداستانی دیگر پس از مرگ این نویسنده ی برجسته و تأثیرگذار انتشار یافت.
___________________________________________________________
معرفی / آرتور میلر

میلر نمایشنامه نویسی برجسته بود که با نام «مرد بزرگ تئاتر آمریکا» نیز شناخته می شد. نمایشنامه های پرتعداد او جزء محبوب ترین ها در هنر نمایش آمریکا به حساب می آیند و برخی نیز در زمره ی برترین آثار آمریکایی قرار می گیرند—از جمله آثار کلاسیکی همچون کتاب های «ساحره سوزان»، «همه پسران من» و البته شاهکار او کتاب «مرگ فروشنده». «میلر» همچنین به نوشتن فیلمنامه نیز می پرداخت که شناخته شده ترین آن ها، فیلمنامه «ناجورها» است
___________________________________________________________
معرفی / تنسی ویلیامز

«ویلیامز» از محبوب ترین نمایشنامه نویسان آمریکا بود که امروزه به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم نیز شناخته می شود. او بیش از 30 نمایشنامه نوشت که برخی از آن ها، در زمره ی آثار کلاسیک هنر نمایش در غرب قرار دارند. «ویلیامز» به خلق رمان و داستان کوتاه نیز می پرداخت اما نمایشنامه های او، عامل اصلی شهرتش به حساب می آیند. این نویسنده در آثار خود با بی پردگی و صداقت تمام، جنبه های مختلف جامعه ی آمریکایی را در قالب نمایشنامه هایی جذاب و تأثیرگذار به تصویر می کشد
___________________________________________________________
معرفی / فلانری اوکانر

اوکانر در طول دوران حرفه ای خود، 2 رمان و 32 داستان کوتاه نوشت و همچنین، چندین نقد ادبی و مقاله نیز خلق کرد. جایگاه ادبی این نویسنده بیش از هر چیز، مدیون داستان های کوتاه او است. «اوکانر» نویسنده ای از جنوب آمریکا بود و در داستان هایش بر چشم اندازها، مناطق و همچنین کاراکترهای جنوبی تمرکز داشت. این نویسنده عقاید کاتولیکِ سفت و سختی داشت و در آثارش به کاوش در مفاهیمی همچون اصول اخلاق و فناپذیری می پرداخت.